تراوشات ذهنی1


سلام.
نمیدونم اون قدیم ندیما (زمان پدر آریامهر و ...) یادتون هس یا نه که ما اولین پستمونو تو این وبلاگ با اهدافی کاملا خیر خواهانه در جهت بالا بردن ...(صدای ملت: بخواب بابا!) ...چشم. گفته بودم پستای من تو این وبلاگ چند تا جهت اصلی و فی الواقع به قول اجنبی ها تایتل داره که یکیش همین تراوشات ذهنی بود که گاه گاه در داخل یه سری پست دیگه مدفون میشد و قربانی اههداف غیر خیر خواهانه ما میشد.!
------------
توی خونه داود اینا نشسته بودم که یاد ادبیات به اصطلاح اجنبی پست مدرن و.. افتادم که میگن ادبیات و اصولا زبان و هنر متعهد به هیچ عنصری نیست. قدیم ندیما مثلا میگفتیم ادبیات باید در خدمت انسانها باشه و یا نوشته ها باید انعکاس دردای جامعشون باشن و......مردم باید حرفتو بفهمن و....که با روی کار اومدن نظریه های جدید خط بطلانی به اینا کشید و مثلا گفت "این دیگه مشکل شماست که از 4 تا خط خطی که من روی این تابلو کردم چیزی نمیفهمی و...!!!
با درستی و نادرستی نظریه های جدید مثل "هنر برای هنر " و .. کار ندارم و اصولا تو حدی نیستم که بتونم نظر بدم
به اون ادبیاتی که هدفش انجام کاری برای انسانه میگن ادبیات متعهد.
به اون نوع که یه کم پاشو فراتر میگذاره و میگه من هیچ قیدی برای نوشته هام قائل نیستم( و در واقع "ذات هنر بالاتر از انسان و بالاتر از هدف هست") میگن ادب پست مدرن.
خب حالا این چند خط پریشون که معلومه نویسندش کیه! چه ربطی به هم داشت عرض میکنم.
اگر لحظاتی قطار فحش خوار مادر که به سمت ما گسیل میکنید را نگه دارید.... عرض میکنم(صدای حظار....وایییی نهههههههههه بازم میخواد سناریوی ...شر شو تکرار کنه..!)
و حالا ورژن لوبیاییش:
-------------------
-خب آقا داود برو یه چایی بیار
-تو بچه ..... مگه تو خونتون بهت چای نمیدن که میای اینجا بندال چایی میکنی
-برو عارف.........تو به من میگی بندال!!! نذار بگم هر شب کجاها میریا
-بگو ببینم....انسان عالم را از مسئله سخت میترسونی(رک: به ضرب المثل عمیق و بسیار زیبای فارسی که میگه : زن .... رو از ...ر خر میترسونی!!!)
خیل خب . سگ خور الان میارم
------------------
اینا فضا سازی صحنه بود!!!
و حالا من داشتم فکر میکردم( یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه: اونایی که سر دسشویی فکر میکنن موقع فکر کردن میریننن!)
و از اینجا شد که : خداوند ادبیات غیر متعهد را آفرید!
داشتم به این فکر میکردم که چرا اصلا همه حرفای ما هدف داره!!
تا حالا به این فک کردین؟ چرا ما یه سری حرف رو فقط به خاطر گفتار نمیگشم!!!

جمله های ما یا خبریه. یا پرسشیه یا امریه یا فحشه!
که همشون هدفمندن! حالا بیایم یه چیزی اختراع کنیم که هدف خاصی نداشته باشیم(و شاید خیلی از اهداف پنهان رو بشه در غالبش(که بیانی طنز گونه داره و به کسی بر نممیخوره )دنبال کرد!)
شما تو این تو این دستگاه زبانی( صدای حضار: بخواب..) میتونید گرون شدن نفت رو به حضور غیاب نکردن استاد سر کلاس ربط بدین!!!و فقط تو این مورد هست که میتوانید پیوند گوز و شقیقه رو جشن بگیرید
------------------------------
-داود یه فکری دارم
-نه... دیگه نه.... تو رو مولا نه....
-آره........(و داود یاد بچگیاش افتاد که هی میگفت نه و یکی دیگه میگفت آره...!!!)
(و شروع کردم به توضیح... بعد از کلی فهماندن از طریق زبان و و حرکات و در مواقعی که حالیش نمیشد از راه ماتحت! ....
- چاییتو بخور که ..ونت پاره نشه......
و این جوری بود که داود اولین جمله رسمی ادب غیر متعهد رو اختراع کردو نامش همسطح حافظ و مولانا در تاریخ ادب فارسی بر جا میمااند!!
-----------------
علما!میتونن برای حرفای غیر متعهد دیگران یا حرفای غیر متعهد خودشون توضیحاتی هم ارائه بدن....
مثلا عده ای سعی کردن تا توضیحی برای این جمله داود بیارن که چند موردیشو اشاره میکنم:
1-مممکن است حرف شیخ دلیل بیو تکنولوژیکال داشته باشد!
یعنی: به علت موادی نیکوتین در چای که ذهن رو باز میکنن و از اونجا که بازی ذهن رابطه معکوسی با مخ گوزیدگی (که منجر به فراخی ماتحت و جملاتی تحت عنوان :ولش کن و حالا بعدا و ..... میشود ) و باز هم از آنجا که فراخی ماتحت پیش زمینه ای بر پارگی ماتحت است ( البته نظر علما در این باره متفاوته)(توجه شما رو به برخی از افاضات علما جلب میکنم)
. برخی میگن فراخی ماتحت امری ازلی است و در ازل در انسان ایرانی بوده وازآنجا که ذات انسان تغیییر ناپذیره! فراخی ماتحت نه پیشرفت میکنه که منجر به پارگی بشه و نه کم میشود که خدای ناکرده زبونم ... لال مورچه خاک بر سر کک به تنور!! موجب افزایش بازدهی انسان بشه!!!!
برخی علما هم بر این عقیده ان که فراخی ماتحت ازلی است ولی در دوره گذار به نونهالی ممکن است افزایش بیابد...(دکتر حسن پیتزایی!)
برخی علمای زود باور کند ذهن که بر دنیا امید واهی بسته اند!!! عقیده دارند که فراخی ماتحت با تناول سنجد ممکن است خوب شود...این علما اصولا همه چیز رو قشنگ میبینن و نسل روانشناس بیمزه هم تربیت میکنن !!!
--------------
کجا بودیم!! ها.... بر طبق سندی که هم اکنون در مجامع علمی پیدا شده! که طبق آن شیخ داود جزو مریدان دکتر حسن پیتزایی است! و طبق نوعی برداشت از سخن دکتر که میتواند ما را به حقیقت امر منتهی کند که فراخی ماتحت مقدمه ایست بر دریدگی آن! پس با خوردن چای که ممکن است انسان را زبر و زرنگ کند و از فراخی بکاهد که فی الواقع از شتاب پارگی کاهیده است حرف شیخ داود تایید میشود.
---------------------------------------
2-برخی میگن کلام شیخ جنبه فلسفی داشته و به خواص چای مربوط نمیشود:
یعنی بعد از توضیحان منفی برای داود که حرفی فوق العاده فلسفی بوده!!(تک شست حظار!) و مخ شیخ گوزیده بوده و از آنجا که اگر مخ کسی بگوزد برای بر گرداندن آن به حالت اول تلاشی بی حد و حصر در حد جبران دریدگی ماتحت (که حتی به گفته برخی علما امری برگشت ناپذیر است!) باید انجام داد ....شیخ برای جلوگیری از این امو(دریدگی ماتحت خودش و دریدگی ماتحت منفی به علت توضیح بیش از حد!) به منفی گفته چایی بخورد و ازآنجا که چایی را از راه دهان میخورند ناگزیر دهانش بسته شود و به قول علمای ترک سیکتیر عنایت فرماید!! تا از فراخ تر شدن بیشتر ماتحت طرفین معامله (خودش و منفی)جلوگیری به عمل آورد که "ا.... مع الصابرین"!
---------------------------------------------------------------------
این تنها گوشه از تفاسیری بود که بر کلام شیخ داودمزینانیان نوشته اند!!! حالا دیدید چقدر میشود روی تک تک کلمات کار کرد
--------------------------------
حضار که از سخنرانی منفی متاثر گشته گریه میکند شعار میدن:اگر فردا عمت نیاد مسلسلا بیرون میاد! و سالن رو ترک میکنن
--------------------
غرض از نوشتن این پست این بود که اگر پس فردا یکی اومد اینجوری نوشت و دقیقا گوز رو به شقیقه ربط داد متعجب نشین...
که رسالت ما آگاهی بود. حالا تو خواه گوش بگیر و خواه به ...خملنت حواله کن....
خوش باشید